آنیتـــــا
نگاه نمناک لحظه هایم شتابان تر از نوای کاذب ساعتم به استقبال شب شتافته است ومن اینجا مشغول وداع با تو. نه بغضی است که ابتدای جاده را خیس کند نه شکایتی که سکوت خسته ام را فریاد. ببین جه بی بهانه می روم و چه صبور تماشا می کنی.! ای فلک آسودگی در سرنوشت مانبود
معنی : الان به ترانه جدایم گوش کن روز 7 آبان روز کوروش بزرگ پدر ايران و روز منشور جهاني حقوق بشر بر تمامي ايران ياران و ميهن پرستان عزيز و گرامي خجسته باد ايرانيان جشن مهرگان بر شما خجسته باد....! مهرگان نو بگشاييم كفتران را بال بفروزيم شعله برسر كوه بسراييم شادمانه سرود وين چنين باهزارگونه شكوه مهرگان را به پيشباز رويم رقص خوش پيچ و تاب پرچم ها زير پرواز كفتران سپيد شادي آرميده گام سپهر خنده ي نوشكفته ي خورشيد مهرگان را درود مي گويند گرم هركار ،مست هرپندار همره هرپيام،هرسوگند در دل هرنگاه، هرآواز توي هربوسه ،روي هر لبخند بسراييم: مهرگان خوش باد... فصل پاییز با نام های پادیز، خزان و پسین شناخته شده است که در ادب فارسی و از جمله شاهنامه به فصل پاییز اطلاق می شود که امروزه در کشور تاجیکستان و شمال افغانستان تداول دارد. مهر در اوستا به معنای پیمان و دوستی و روشنایی است. یکی از بزرگ ترین ایزدان اساطیر کهن هند و ایرانی که بعد ها در پی دگرگونی های اجتماعی تبدیل شد و جنبه ی ملی گرفت که بعدها نیز کیش جداگانه ای به نام (میتراییسم) از آن پدید آمد و در بخش بزرگی از آسیا به ویژه اروپا گسترش یافت که در نهایت منجر به پذیرش مسیحیت در اروپا شد؛ به طوری که بسیاری از نهادهای دینی مسیحیان و پاره ای از جنبه های ادیان دیگر گرفته شده از بنیادهای آیین مهر است و باز مانده ی مهراب و تندیس ها و پیکره های برزگ ایزد مهر در دروازه ی کلیسای سن پیتر، واتیکان در روم و در ده ها کلیسای دیگر می توان دید. مهرگان دومین جشن و به روایتی در برخی از دوره های تاریخی نخستین جشن و مراسم آیینی بزرگ ایرانیان به شمار آمده است که از نظر اهمیت همتای نوروز است و از شانزده مهر به خاطر تطابق نامی این روز با مهر ماه آغاز و به مدت شش روز تا بیست یکم مهر ماه ادامه داشته است. هنگامه ی اصلی جشن مهرگان هرمزد روز از ماه مهر (یکم) تحت عنوان میتراکانا یا همان مهرگان بود؛ بزرگ ترین جشن هخامنشی که بنا به دلایلی به شانزده مهر ماه انتقال یافت. «کتزیاس» تاریخ نویس نامدار یونانی می گوید که: « شهریاران هخامنشی هیچ گاه شراب نمی نوشیدند مگر در روز مهرگان که جامه ی ارغوانی می پوشیدند.» و در جای دیگر« دوریس» می گوید:« در این جشن پادشاهان می رقصیدند و اردشیر بابکان و انوشیروان جامه ی نو به مردم می بخشیدند» و بنا به روایتی تاج گذاری اردشیر بابکان مقارن با مهرگان بوده است و در نوشته های پارسی و عربی خبرهای زیادی درباره ی مهرگان آمده به طوری که ابوریحان می نویسد : « گویند مهر که نام خورشید است در چنین روزی پدید آمد و پادشاهان نیز در این جشن تاجی به شکل خورشید که دایره چرخ مانند در آن نهاده شده بود، می گذاشتند.» همان گونه که گفته شد مهرگان تا بیست ویک مهر ماه که به نام« رام روز» است،ادامه داشت ؛ روزی که بنا به گفته فردوسی «بیوراسب» یا همان ضحاک، به دست فریدون و به کمک کاوه در دماوند زندانی شد. گویند چون در چنین روزی فرشتگان به یاری فریدون فرود آمده بودند؛ به یاد آن روز در مهرگان مردان دلیری را در سرای پادشاهان هخامنشی می گماشتند که بامدادن با آواز بلند می گفتند: ای فرشتگان به سوی جهان به شتابید و جهان را از گزند اهریمن برهانید. از سلمان پارسی نیز نقل شده است که در اهمیت این جشن می گوید:« ما در عهد ساسانیان بر این باور بودیم که خداوند یاقوت را برای نوروز و زبرجد را برای مهرگان آفرید و این ایام را بر دیگر روز ها برتری داد چنان که یاقوت و زبرجد را بر دیگر گوهرها.»
روشن نیست چرا شهریورگان از شمار جشن های آتش به شمار رفته. چه بسا که جشن محلی بوده مربوط به ایالتی از ایران که در گاه شماری آغاز ماه شهریور مصادف با آغاز زمستان می شده.ابوریحان بیرونی می گوید:((خورشید موبد گفته که از آذر جشن روز اول این ماه بود....و این عید از روزهایی است که مردم تخارستان آن را معمول می داشتند و این آتش را برای تغییری که در هوا پیدا شده که اول زمستان است می افروختند ولی در زمان اهل خراسان این عید را در آغاز پایز می گیرند و این روز روز مهر است که اول گهنبار پنجم است و آخر آن روز بهرام می باشد و در این روز خداوند جانوران را آفرید و نام آن را مدیا میریم (=مئیذ یائیریه Maidh - yairya ــــ مید یارم ــ در دی ماه ــ شانزدهم تا بیستم) است.) آثار الباقیه ص ۲۸۹ـ۲۹۰ چه بسا که شهریورگان که آذر جشن نامیده می شد همان جشن آذرگان یا جشن ویژه آتش می باشد که در روز نهم از ماه آذر برگزار می شد. آن چه که ابوریحان درباره این جشن آورده آن است که معنی واژه شهریور دوستی و آرزوست و شهریور ایزدی می باشد موکل بر گوهرهای (فلزات) هفتگانه که طلا و نقره و دیگر فلزات است:((زادویه گفته است که این روز را آذر جشن می گویند و این روز برای آتش هایی که در خانه مردم است عید می باشد و این عید در قدیم آغاز زمستان بوده و در این عید آتش های بزرگ در خانه ها می افروختند و عبادت خداوند و ستایش او را زیاد می نمودند و برای صرف غذا و دیگر شادمانی ها به گرد هم جمع می آمدند و این آتش را برای رفع سرما و خشکی که در زمستان حادث می شود می افروختند و می گفتند انتشار حرارت چیزهایی را که برای نباتات زیان آور باشد دفع می کند.)) اما گردیزی (زین الاخبار ص ۲۴۳) گونه ای نوشته که آذر جشن و شهریورگان در همان آخر تابستان بوده نه آغاز زمستان:((این روز شهریورگان را آذر جشن گویند زیرا که او اندر آخر ایام تابستان است و او اول تغییر هوا بود و میل کردن آن به سردی و رغبت مردمان به آتش افروختن پیش خویش)).هرگاه سال خورشیدی درست و به هنگام خود باشد به هیچ وجه آخر تابستان و یا چهارم شهریور از لحاظ تغییر و دیگرگونی هوا ـــ موقعیتی نیست که میل به آتش افروختن در مردو بیدار شود بلکه این میل در اواخر پاییز یا همان جشن آذرگان باشد که به مناسبت عدم محاسبه کبیسه جا به جا شده باشد نمی توان به قاطعیت سخن گفت هر چند که کلام و اشاره ابوریحان بیرونی در تایید این نظر است. چنانچه گذشت روز اول شهریور را ابوریحان به نقل از زادویه آذر جشن خوانده و روز چهارم را شهریورگان. در کتاب الازمنه و الامکنه تالیف امام ابو علی مرزوقی اصفهانی درگذشته به سال ۴۷۸ هجری به جای شهریور شهریر ــ آمده و فردوسی نیز همین گونه نقل کرده: ز شهریور بادی تو پیروزگر به نام بزرگی و فر و هنر خلف تبریزی ذیل واژه شهریور اشاره کرده که:((....در این روز مغان جشن کننده و عید سازنند بنابر قاعده کلی که نزد ایشان معتبر است که چون نام روز با نام ماه موافق آید عید باید کرد و به سبب آنکه در این روز تولد داراب واقع شده بود جشن سازنده و عید کنند(برهان قاطع جلد سوم ــص ۱۳۱۶ ) )) و همانگونه که هرودت در تواریخ یاد کرده نزد ایرانیان برگزاری جشن تولد با آداب سور و سرور و تشریفات مرسوم بوده است. و این اشاره فقط در کتاب مذکور آمده که انگیزه جشن تولد داراب بوده است. به هر حال در این روز زرتشتیان به معبد یا آتشکده رفته و مراسم ستایش و نیایش ویژه ای بر پا می کردند و در خانه و آتشکده چوب های خوشبو و اسپند و کندر می نهادند. هرگاه آذرجشن با آذرگان یعنی روز نهم آذر یکی باشد مراسم ویژه افروختن آتش های خانگی در آغاز زمستان یا اواخر پاییز از مراسم ویژه آن جشن بوده است. اما آنچه از متون بر می آید باید به دو آذر جشن قایل شویم که اولی یعنی آذر جشن مذکور فوق آذرجشن نخستین بود. این جشن آتش های خانگی محسوب می شد. مردم در خانه ها آتش می افروختند و ستایش خداوندی و شکر نعمت های او می گزارند. در خانه ها اغلب میهمانی برپا کرده و خوراک های متنوع و ویژه تدارک می بینند و به مناسبت تغییر هوا شبهنگام در بام ها نیز آتش می افروزند = آتش بوم - آتش به بوم می کنند اما متاسفانه بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و فقط برخی از خانواده های قدیم کرمان به ویژه به گونه محدودی این جشن را برگزار می نمایند. در سطور گذشته اشاره شد که به موجب عدم محاسبه کبیسه ها امکان این که دو آذرجشن یکی باشد بعید به نظر نمی رسد. آذرجشن باید در آغاز زمستان یا اواخر پاییز برگزار شود. هرگاه تقویم درست باشد و کبیسه اجرا گردد آذرجشن در جای خود یعنی نهم ماه آذز یا اول دی ماه برگزار می گردد. اما اینکه ابوریحان آورده به نقل از گفته زادویه که از آذرجشن اول شهریور می بوده و یا چهارم آن هنگامی استکه به موجب عدم اجرای کبیسه نوروز و اعتدال ربیعی یعنی آغاز بهار و قرار گرفتن خورشید در برج حمل ــ در سال سیار بود و آغاز بهار یا بهار جشن = وهار جشن مصادف با اول آذرماه می شد. به همینجهت با توجه به آنکه آذر اول بهار محسوب می شد متوجه می شویم که اول شهریور آغاز زمستان بوده که آذرجشن را بر پا می کرده اند. *برگرفته شده از کتاب ((گاه شماری و جشن های ایران باستان)) تالیف آقای هاشم رضی امرداد روز از امردادماه برابر با 7 امرداد در گاهشماری ایرانی «مسعود سعد سلمان» هفتمین روز از ماه امرداد (مرداد) جشنی در ستایش و گرامیداشت «امُرداد»، در اوستایی «اَمِرتاتَ» و در پهلوی «اَمُرداد» به معنی بی مرگی و جاودانگی و نام یکی از امشاسپندان، برگزار می شود. امرداد در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنی ها بشمار می رود و همواره با «خرداد» در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینوی نیز از این دو امشاسپند است. واژه ی امرتات، از سه بخش درست شده است : «اَ» + «مَر» + «تات» که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم، از ریشه ی مصدری «مَر» به مانک «مرگ» و بخش سوم پسوند «كاملی»، «رسایی» و «سالمی» را می رساند.بنابراین امرداد یعنی بی مرگی این نام در اوستا، به ویژه گات ها صفتی است از برای اهورامزدا، مظهر زوال ناپذیری و پایندگی خداوند. از این روی این جشن را بیشتر در کنار چشمه سارها و باغ ها و مزرعه های خرم و دلنشین در دامن طبیعت برپا می کنند. در برگ 250 برگردان فارسی «آثارالباقیه»ی ابوریحان بیرونی چنین آمده است که : «... مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزه ی پیش آمدن دو نام با هم، جشن می گرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشته ای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و بر کنار کردن گرسنگی و زیان و بیماری ها می باشد، کارگزاری یافته است ...» اينک که به ياري مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام مي کنم که تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آئين و رسوم ملتهائي که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهائي که من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.


آبانگان
جشنی شاداب، از ستایش ِ آب است
آب ، مظهر ِ حیات و حیات یعنی آب
آه . . .
ای آب
که در دوران ِ شباب
در زیر ِ چراغ ِ مهتاب
با نسمیت
عاشقان را
عاشقانه
می کردی خواب
و
مستی ِ شب ِ شراب ِ ارغوانرا
در جان ِ جانان
ناب
و
بی قراران را
بی تاب
جشن پر طراوت ِ آبانگان بر ملت ِ با فرهنگ ِ ایران، خجسته باد!
ادامه مطلب

کورش کبیر به گفته کلیه ی تاریخ شناسان و روحانیونی چون علامه طباطبایی و کلینی همان ذوالقرنین در قرآن یعنی پیامبر الهیست و همه از او به نیکی یاد میکنند
دوست گرامی و ای سرباز کورش:
چند سالیست روز 29 اکتبر - 7 آبان ماه
به عنوان روز ((جهانی)) کورش کبیر در نظر گرفته شده است .
۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
اما متاسفانه رژیم عرب نژاد کنونی نه تنها این روز را گرامی نمی دارد بلکه حتی آن را در تقویم هم درج نکرده است .
ولی ما ایرانیان باید این روز را گرامی بداریم و از سرورمان کورش کبیر یاد کنیم .
اگر سر بر آرد ز خاک.......
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دين زرتشت پاک
چه شد ملک ايران زمين
کجايند مردان اين سرزمين
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر ديد و پرسيد از حال ما
چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان
کجايند ميران سر مستتان
چه آمد سر خوي ايران پرستي
چه کرديد با کيش يزدان پرستي
چرا پشت شيران شکــسته
در ايران زمين غم سراسر نشسته
چرا خامش و غم پرستيد... هاي؟
کمر را به همت نبستيد... هاي؟
چرا اينچنين زار و گريان شديد
سر سفره خويش مهمان شديد
چه شد عِرق ميهن پرستيتان
چه شد غيرت و شور و مستيتان
سواران بي باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج مي شود؟
جوانمرد محتاج مي شود؟
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نيست بانگ دعا
چرا حال ايران زمين نا خوش است
چرا دشمنش اينچنين سر کش است
چرا بوي آزادگي نيست، واي
بگو دشمن ميهنم کيست، هاي
بگو کيست اين ناپاک مرد
که بر تخت من اينچنين تکيه کرد
که تا غيرتم باز جوش آورد
ز گورم صداي خروش آورد
به کوروش چه خواهيم گفت؟ اگر سر بر آرد ز خاک

یک رشته از جشن های ایرانی جشن آتش بوده است که میان اقوام هندو و ایرانی و هند و اروپایی سوابق و نظایر بسیار داشته و دارد. از جمله جشن های مهم آتش در ایران جشن سده و جشن سوری(چهرشنبه سوری) و آذرگان و شهریورگان می باشد. دو جشن نخست بیشتر جنبه ملی داشته و مربوط می شود به اعتقادات عامه با آمیزه هایی از سنن دینی ــ اما دو جشن اخیر بیشتر جنبه دینی داشته و امروزه دیگر معمول نیست و به فراموشی سپرده شده است.یک رشته از جشن های ایران به سبب تقارن و برخورد نام روز و ماه برگزار می شد.روز چهارم هر ماه شهریور نام دارد. و در روز چهارم از ماه شهریور که برخورد نام ماه و روز وجود دارد جشن گرفته می شود و شهریورگان می باشد. شهریور میان امشاسپندان یا ملایک و ایزدان شش گانه دین زرتشتی از لحاظ مرتبت و مقام دومین است. نخست بهمن و دوم شهریور. این واژه در اوستا به گونه خشتروئیریه (Khshathra _ vairya ) آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو شده می باشد به مفهوم پادشاهی یا کشور آرزو شده و مجازا به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده است. هر یک از امشاسپندان دارای دو وجه مادی یا زمینی و معنوی می باشند. شهریور در مفهوم معنوی خود اشاره است به قدرت و شهریاری مطلقه اهورامزدا ـــ اما در صورت مادی یا زمینی خود نگهبان و سرپرست فلزات است در جهان و جنگ ابزارها و سلاح ها.

مرداد مه است سخت خرم مَی نوش پیاپی و دمادم
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزي که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصي ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد وي را به کار وا دارد.
من امروز اعلام مي کنم که هر کسي آزاد است که هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند.
من اعلام مي کنم که هر کس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيري که يکي از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه اي مرتکب تقصير مي شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.
من تا روزي که به ياري مزدا زنده هستم و سلطنت مي کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهداتي که نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

| Design By : Night Skin |



